مؤلف مجهول

247

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

[ باب بيست و يكم در تذكرهء احوال شاه اويس قرنى ، قدس الله روحه ] باب بيست و يكم در تذكرهء احوال و تفسير اوضاع و تعيين اطوار حضرت شاه يمنى ، و گوهركان عدنى ، و محب رسول مدنى ، شاه زمين و آسمان ، شاه اويس قرنى ، قدس الله روحه و رحمة الله عليه و بركاته ، كه « 1 » بنده ( اى ) بود از بنده‌هاى خاص پادشاه ازلى و معبود لم‌يزلى ، و قرين درگاه پروردگار عالم و خالق آدم ، جل‌جلاله و عم نواله ، و از اكابر طريقت و اعارف شريعت « 2 » و تربيت‌يافتهء سيد الثقلين صلى الله عليه و سلم ، و محب و مخلص صاحب شرع و مبدأ طريقهء خاص ، و بندهء صادق الاخلاص كه پادشاه حقيقى به قدرت كامله و حكمت شاملهء خود در ازل كه « 3 » مبدا تخليق صوريست « 4 » چنان ذات لطيف آفريده است ، كه « 5 » خواص از طريقهء خاص او و لطف عام او بهره‌مند شوند ، كه ذات پاك او مظهر الطاف حق است جل و عز و علا ، و لسان الغيب او مفتاح گنجينهء حقايق و خزينهء دقايق لا ريب است ، و انگشت شهادت او گره‌گشاى عالم شهادت است ، و هريك از افعال او از خوارق عادت است ، و پيروى طريقهء او نشانهء سعادت است . چه ذاتى كه عالم از آوازهء او پر ! و چه صورتى كه چون معدن كرم پر در ! كه تقدس و تعالى به لطف عميم و كرم قديم « 6 » خود طريق خاصى كه بهترين طريقهاست كرامت فرموده ، و ره « 7 » خلاصى به بنده‌هاى عاصى به اين طريق عطا كرده ، و دامن عالم‌گير او بر سر عالم سايه افكنده ، و تكمهء كلاه او شرف هر آزاد و بنده ، و جمال جهانتاب او بر هر جزوى از اجزاء عالم پرتو انداخته ، كه تا « 8 » انقراض عالم پرنور است . اما بعد ، معلوم باد كه حضرت خواجه قدس الله سره العزيز ، آن روز كه « 9 » از كتم عدم به صحن فضاى وجود « 10 » رخت كشيد ، روز دوشنبه بين العصرين بيست و هفتم از ماه مبارك رجب المرجب بود . آن شب « 11 » تا روز آتش نيفروختند و چراغ نسوختند ، اما خانه « 12 » از آفتاب جمال آن بزرگوار روشن‌تر از آن بود ، كه چراغ سوزند و يا آتش افروزند . به مجردى كه از رحم مادر به زمين « 13 » تشريف آورد ، گفت : لا إله إلّا الله محمد رسول الله . و الدين او چون اين كلمه شنيدند حيران بماندند كه اين طفل چه مىگويد كه اين نوع كلامى هرگز نشنيده بوديم . تعجب ايشان بنا بر آن بود كه تاج نبوت هنوز بر سر مبارك حضرت رسول صلى الله عليه و سلم نهاده نشده بود . بعضى گويند كه : تولد آن بزرگوار از تولد حضرت رسول صلى الله عليه و سلم سابق بود . و بعضى گويند كه : موافق بود . و بعضى ديگر گويند كه :

--> ( 1 ) - ب : - كه ( 2 ) - ت : + و امت ( 3 ) - ب : - كه ( 4 ) - ب : تخليق صورتت ( 5 ) - ب : - كه ( 6 ) - ب : به لطف قديم و كرم عميم خود ( 7 ) - ب : راه خلاصى ( 8 ) - ب : - تا ( 9 ) - ب : - كه ( 10 ) - متن تق ، جميع نسخ : فزاى وجود ( 11 ) - ت : آن شبش ( 12 ) - ت : + او ( 13 ) - ب : بر زمين